سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
106
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
و درباره اشخاصى كه با او بودند و درباره پيامبر خدا و آياتى كه بر او نازل مىشد ، تهمتهائى مىساختند نازل كرد : « كما انزلنا على المقتسمين الّذين جعلوا القرآن عضين فو ريّك لنسألنّهم اجمعين عمّا كانوا يعملون » . « 1 » اخبارى كه از تحريف قرآن سخن گفتهاند اگر گفته شود : اخبارى داريم بر اينكه از اين قرآنى كه بين دو جلد قرار دارد ، و اكنون در دسترس ما است آيات و كلماتى انداخته شده پس چگونه شما مدّعى هستيد كه از آنچه خداوند بر پيامبر نازل
--> بگيرم ) ( از او ) كه برايش اموالى پهناور قرار دادم ، و پسرانى كه همه برايش ماندهاند ، و همهء وسائل زندگى و رفاه را برايش فراهم كردم ، باز از من طمع دارد به او بيشتر بدهم ، ولى هرگز چنين نكنم ! ! او پيوسته با آيات من در ستيز است ( بدين سبب ) به زودى به عذاب مشقّتبارى كيفرش خواهم كرد ( هنگامى كه همپالكيهايش درباره قرآن از او داورى خواهند ) همانا انديشيد كه در قرآن چه طعنه زند و با خود سنجيد كشته شود با آن سنجشش و بازهم كشته شود با آن اندازهگيريش ، پس بار ديگر در قرآن نظر نمود و روى ترش كرد و پيشانى در هم كشيد ، پس از حقّ روى بگردانيد و سركشى كرد و گفت ( اينكه محمّد مىگويد ) نيست مگر سحرى كه از قديم روايت شده ، نيست اين مگر گفتار بشر ، [ بعد تهديدش مىكند : ( اى پيغمبر ما ) من به زودى او را به دوزخ افكنم ، و چه مىدانى كه چيست دوزخ ، آتشى كه نه چيزى باقى مىگذارد و نه هيچكس را فرومىگذارد ، آتشى كه سياهكننده روى آدمى است ] . ( المدثر - 11 تا 30 ) ( 1 ) همچنانكه آن عذاب كه به قسمتكنندگان فرستاديم كسانى كه قرآن را بخش بخش پنداشتند به پروردگارت سوگند كه همگى آنان را از آنچه مىكردهاند بازخواست مىكنيم - الحجر 90 تا 92 .